معماری چیست به زبان ساده

این مطلب رو به درخواست دوستان جوانتری نوشته ام که گاهی از من می پرسند معماری چه جور رشته ایه؟ بیایم؟ نیایم؟ چیکار کنیم؟ و ...

حقیقت آن است که تعریف معماری کار ساده ای نیست. اگر بخواهم از تعابیر پیچیده، آکادمیک و گاهی بیهوده این حوزه بگذرم باید بگویم:

شاید بتوان گفت "معماری پلی است بین هنرها و علوم انسانی با علوم و فنون مهندسی" و معمار خوب کسی است که بتواند بهترین راه حل رو برای مشکلات پیدا کند. بهترین راه ارزان ترین، زیباترین و اجرایی ترین راه حل هست. برای این کار معمار باید در یک پروژه بشه هنرمند، در یکی جامعه شناس، در یکی شاعر خیال پرداز و در یکی مهندس با دقت جزییاتی آن چنانی!

هر چند معمارها مدیران ساختمان هستند اما متمایزترین مهارتشان ترسیم خوب و تمیز است، در این کار باید هندسه و زیبایی های اشکال و احجام رو "بفهمند" و تصور خوبی از احجام سه بعدی داشته باشند.

معماری از جنس دیگر مهندسی ها نیست، از جنس هنرها هم نیست هر چند به هر دو شباهت بسیار دارد. معمار باید نگاهی دقیق، ساده و راحت داشته باشد. البته استحضار دارید که اینها که میگوم همه در شرایط ایده آل است و گرنه هر کسی که از دانشکده برود بیرون می تواند سه چهار سال بعد عضو سازمان نظام مهندسی بشود و به کار حرفه ای بپردازد یا به سرعت جذب یک شرکت مهندسی طراحی یا اجرایی بشود یا اینکه به دنبال کارهای دولتی برود یا خودش شرکتی تاسیس کند، مثل همه.

معمار می تواند و باید بلندپرواز و رویاپرداز باشد.

ایران ما سرشار است از نمونه های عالی معماری تا دوره قاجار. اما حرفه معماری به عنوان تخصص جداگانه هنوز توسط جامعه ما شناخته شده نیست و تقریبن همه مردم فرق بین معماری و سایر رشته های مهندسی و از جمله مهندسی سازه رو نمی دانند. راستش خود مهندسا هم گاهی اوقات نمی دونن!

نقش یک معمار در پروژه های کوچک به شرطی مشهوده که قرار باشه همه جزییات ساختمان طراحی و واقعن اجرا بشه و در پروژه های بزرگ بدون معمار اصلن نمی شه طراحی رو انجام داد چون مباحثش اونقدر پیچیده و زیاد هست که کسی جز معمار جرات نداره بهش نزدیک بشه.

ما معمارها در بسیاری از پروژه ها به مشاوران مختلفی مراجعه می کنیم و از اونها کمک میگیریم. مثلن خودم وقتی دارم در یک محوطه باستانی طراحی می کنم یک باستان شناس رو دعوت به کار می کنم، وقتی که می خوام در طبیعت طراحی کنم از یک کارشناس حیات وحش کمک می گیرم، وقتی بخوام روی طراحی یک ساختمان با انرژی های پاک کار کنم یک مهندس تاسیسات. به همین ترتیب تقریبا در مورد هر پروژه ای که بیش از یک طبقه باشه حتما با یک مهندس عمران (سازه) مشورت می کنم و در مورد پروژه های بزرگتر از سه طبقه نقشه های سازه رو میدم که ترسیم هم خودش بکنه. چون قضیه حساس تر و سخت تر میشه. در واقع معمار مسوول نهایی طراحی ساختمان هست و بسته به اهمیتی که خودش برای محصول دفترش قائل باشه به کار خودش بها میده و در این راه از مشاوران متعددی باید استفاده کنه.

الان دارم روی یک پروژه کار میکنم که توش تعدای نقشه بردار، زمین شناس، مهندس سازه، مهندس تاسیسات، کارشناس محیط زیست، برنامه ریز منطقه ای و جغرافیایی و گرافیست فعال هستند!

معمارها قابلیت های بسیار دارند و برای هر چیزی راه حلی در جیب دارند. از تخمین هزینه های یک پروژه بزرگ ملی گرفته تا هزینه های ساخت یک سرویس بهداشتی داخل یک پارک محلی. معمارها میتونن به شما در همه گونه عملیات ساختمانی کمک کنند و حتا ممکنه شما رو از اجرای پروژه منصرف کنند یا ابعاد کار رو عوض کنند. خلاصه اینکه معمارها مسایل ساختمانی رو فقط یک ساختمان نمی بینند بلکه به اثر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تصمیم شما هم کار دارند.

تاکید میکنم که اینها موارد ایده آلی است و ممکن است همیشه صادق نباشد اما معمار خوشبخت به اعتقاد من چنین کسی است که در یک کلام با معماری حال میکند! همه چیز رو هم برای خودش نمی خواهد و پذیرفته باشد که همه چیز را همگان دانند :)

اگر خلاق نیستید، اگر  به بوها و رنگها و بافتها و ... حساس نیستید، اگر اسباب بازیهایتان را برایتان میخریدند، اگر احساس میکنید دست و پا چلفتی هستید! اگر احساس می کنید حوصله و دقت کافی برای شب بیداری های فراوان ندارید به معمار فکر نکنید.

اگر میخواهید زندگی را بهتر ببینید، اگر میخواهید بهتر بیندیشید، اگر خودتان رو خلاق و صاحب فکر میدانید، اگر هندسه رو دوست دارید، اگر ذهنتان در چارچوبهای اخلاقی و عرفی فریز نشده است، اگر برای رسیدن به اهداف آدم پیله ای هستید می توانید به معماری به عنوان حرفه و مرام خود فکر کنید.