معماری روم باستان

 

اگراستقلال یا اصالت مجسمه سازی و

 

نقاشی رومی مورد تردید قرار گرفته

 

باشد،برعکس معماری رومی آفرینشی

 

چنان با عظمت بوده است که جایی

 

برای چنین شک و شبهه باقی نمی

 

گذارد. بعلاوه رشد و تحول معماری

 

رومی نیز از همان ابتداءمنحصراًتابع راه

 

و رسم زندگی عمومی و خصوصی

 

رومیان بوده است.  برروی ادامه مطلب کلیک کنید


بطریقی که در طول

 

زمان هر عنصر معماری که از اتروسکها

 

یا یونانیها بعاریت گرفته می شده در

 

اندک مدتی به مهر خاص تمدن رومی

 

ممهور می شده است. وجود این گونه

 

پیوند ها با دوران گذشته در معابدی که

 

طی سالهای آخر دورةجمهوری (510-

 

560ق م ) یا عصر قهرمانی و کشور

 

گشایی رومیان ساخته شده بیشتر بچشم

 

می خورد .

 

معبد "فورتونا"قدیمیترین نمونه ای

 

است از آن نوع ساختمان که تاکنون

 

محفوظ مانده است . این معبد که در

 

سالهای آخر قرن دوم ساخته شده ،با

 

تناسبهای ظریفی که در ستونهای

 

ایونیایی و یا ایونیک خود داردحکایت

 

از موج عظیم نفوذ یونانی می کند که

 

به دنبالةاستیلای رومیان بر یونانیان

 

بسوی تمدن رومی سرازیر شد. با این

 

حال بابنای مورد بحث تنها تقلیدی از

 

معبدیونانی نیست زیرا در آن بسیاری

 

عناصر اتروسکها نیز بکار رفته است

 

مانند پایه کرسی بلند رواق و مقصوره

 

ای عریض که ردیف ستون جانبی

 

معبدرا بخود منضم  ساخته است.

 

از جانب دیگر مقصوره نیز به سه بخش

 

مجزا ،آنچنان که در معماری اتروسکها

 

معمول بود تقسیم نشده است.بلکه شامل

 

فضایی واحد و بی جدار است.

 

اصولاًرومیان نیازمند فضای وسیعی در

 

داخل معابد خویش بودندزیرا آن را نه

 

فقط برای جای دادن پیکرةرب النوع

 

بلکه همچنین بمنظور عرضه داشتن

 

غنایم جنگی (مانندتندیسها و سلاحهاو

 

مانند آن)که بدست لشکریان پیروزشان

 

می افتاد بکار می بردند.پس مشاهده می

 

شود که معبد" فورتونا"نوع تازه ای

 

بودکه بفراخورنیازمندهای رومیان

 

بوجود آمده بود نه آن که بطور اتفاقی

 

از تلفیق عناصر اتروسکهاو یونانی

 

تشکیل یافته باشد.این شیوةمعماری می

 

بایست عمری دراز یابد ،چنان که نمونه

 

های فروانی از آن که معمولاًبزرگتر و

 

آراسته به ستونهای کرنتی بود تا دوقرن

 

پس از میلاد در ایتالیا وهم در پایتخت

 

تابع امپراطوری ساخته می شد.

 

نوع دیگراز معبدسازی دوره جمهوری

 

در نمونه ا ی که بنام معبد سبیل معروف

 

شده و متعلق است بچند دهه بعد از

 

معبد "فورتونا"،این ساختمان نیز

 

محصول پیوند خوردن دو سنت جدا از

 

هم بود. بنای بزرگ آن معبدی بود در

 

مرکز شهر روم که آتش مقدس در آن

 

نگاهداری می شد. بنای فوق در

 

ابتداءشکل کلبه های گرد روستایی را

 

داشت که به سنت دیرین در دهات

 

رومی بنا می شدولی بعد ها در زیرنفوذ

 

ساخنمانهای گنبدی شکل یونانی یا

 

تولوس از نو با مصالح سنگی بر پا

 

گردیدو بدین ترتیب سر مشقی شد

 

برای عموم معابد گرددورةجمهوری

 

پسین ،در اینجا بار دیگر پایةکرسی بلند

 

تنها پلکان مقابل مدخل که از ظرافت و

 

رعنایی معماری یونانی الهام گرفته است

 

جلب نظر می کند. با وجود این که این

 

شیوةساختمانی متجاوز از هزارسال

 

بیشتر در خاور نزدیک اختراع شده بود

 

و بطور عمده در ساختن استحکامات

 

بکار می رفت لیکن رومیان بودند که

 

امکانات و موارد استعمال آن را توسعه

 

دادند و       کم کم اساس هر نوع

 

ساختمان را بر آن بنا نهادند .  دیوارهای

 

این نوع بناها با نوعی ساروج مخلوط با

 

سنگ ریزه و خرده های باقیمانده از

 

مصالح ساختمانی برپا شده و در

 

نمونةمورد بحث بویژه سطح آنها با

 

قطعه سنگهای کوچک و صیقلی

 

روکش شده است.

 

 

قدیمی ترین بنایی که در آن خواص

 

فوق بطور کامل نمایان است پرستشگاه

 

فورتونا پریمیجنیادر پالسترینا واقع بر تپه

 

های دامنةرشته جبال آپنین در مشرق

 

روم است . شکل و حجم این

 

بناءمدتهای درازدر زیر شهر قرون

 

وسطایی که بر روی آن ساخته شده بود

 

تقریباًبکلی از انظار پنهان مانده بود تا

 

آن که در سال 1944 بمباران بسیاری از

 

خانه های آن شهر را ویران کرد و

 

بقایای معبد عظیم و کهنسال را آشکار

 

ساخت که بعدها در سالهای اخیر مورد

 

کاوش قرار گرفته و کلاًاز زیر خاک

 

بیرون آمد.

 

آنچه که معبد پالسترنیا را بصورت چشم

 

گیر با بهت جلوه گر می سازد تنها

 

بزرگی حجم آن نیست بلکه انطباق

 

کامل و شایستةآن بناست با وضع طبیعی

 

مجاورش پشته ای بلند با موفقیت

 

شامخی نظیر آکروپولیس آتن تغییر

 

شکل پذیرفته است ، چنانکه بنظر می

 

رسد شکلهای ساختمانی از درون سنگ

 

و خاک بیرون رسته است این گونه

 

قالب زنی بر فضاهای گسترده هرگز در

 

دنیای یونان کلاسیک امکان پذیر و یا

 

حتی مورد پسند نبود و ساختمانهایی از

 

این قبیل را تنها در معماری مصر باستان

 

می توان یافت و از طرفی روحیةهنری

 

دوران جمهوری روم هیچوقت بدین

 

گونه تجلی نمی یافته است.

 

پرستشگاه پالسرینادر دورة حکومت

 

فرمانروای "سولّا "حوالی سالهای 79-

 

82 ق م ساخته شده است.

 

مجتمع ساختمانی دیگری که در شهر

 

 

روم جلب توجه می کند "فوروم یولیوم

 

"می باشد. در حقیقت فوروم یولیوم

 

میدانی بود که از چهار طرف محصور

 

در معماریهای معظم و با شکوه و متصل

 

به معبد ونوس گینتریکس یا مادر نیای

 

اساطیر خاندان قیصر.این مجتمع

 

ساختمانی باشکوهترین منظرةمعماری

 

رادر دنیای رومی بوجود آورد. متاسفانه

 

از آن ساختمانها جز ویرانه ای

 

باستونهای شکسته و پایةستونهاکه

 

چیزی از شکوه اصلیشان را در نظر

 

آشکار نمی سازد برجای نمانده است.

 

ساختمان دیگری که از نظر

 

شیوةمعماری ویژگیهای بناهای رومی را

 

در خود حمل می کند می توان در بنای

 

"کولوسئوم "که

 

نمایشخانةسرگشادةعظیمی برای انواع

 

ورزشهاو مسابقات در مرکز شهر روم

 

بود ،از نزدیک مشاهده نمود.این

 

ساختمان که در سال 80 بعد از میلاد

 

بپایان رسید از نظر حجم یکی از

 

بزرگترین بناهای منحصربفرد است در

 

سراسر دنیا در عصر فوق بوجود آمده

 

است . بطوریکه در روزگار عمارتش

 

بیش از 50000 تماشکر را در خود جای

 

می داده است.

 

در این بنا هم طاق گهواره ای عادی و

 

هم طاق مختلط بنام متقاطع که از

 

تداخل دو طاق گهواره ای با زاویةقائم

 

تشکیل می یابد بکار رفته است .در این

 

بناء سه شیوة کلاسیک یا سه نوع ستون

 

یونانی بر حسب سنگینی ذاتیشان بر

 

روی یکدیگر سوار شده اند:1)ستون

 

دوریک که قدیمی ترین و با صلابت

 

ترین آنهاست2)ستون ایونیک 3)ستون

 

کرنتی  اگر بستونها دقت شود تقلیل

 

تدریجی تناسب ستونها بزحمت قابل

 

تشخیص است زیرا سه نوع ستون یونانی

 

در اقتباسی که رومیان از آنها بعمل

 

آورده اند تقریباًشبیه یکدیگر شده اند.

 

هلالها و طاق های قوسی و نیز استعمال

 

ساروج مخلوط با خرده سنگ ب

 

رومیان اجازه دادکه برای نخستین بار در

 

تاریخ معماری فضاهای وسیع در داخل

 

ساختمان بوجود آورند.این عناصر بویژه

 

در احداث حمامهای بزرگ یا چشمه

 

های آب گرم که در دورةامپراطوری

 

روم بصورت مراکز مهم زندگی

 

اجتماعی در آمده بود مورد استفاده

 

کامل قرار گرفت که بعدها  نیز این

 

شیوةمعماری در ساختمانهای رومی که

 

بیشتر جنبةسنتی داشت بکار رفته

 

است.شاید برجسته ترین نمونه حاصل از

 

این تحول معماری بنای مشهور "پانتئون

 

"در روم باشد.که معبد گردبسیاربزرگی

 

متعلق به ابتدای قرن دوم بعد از میلاد       

 

می باشد،داخل این معبدکه به طرزی

 

استثنائی سالم مانده از کلیةساختمانهای

 

رومی دیگر که اثری از خود برجای

 

گذارده اندبزرگتر است .گرچه مدتها

 

پیش از آن معبدهای گرد ساخته شده

 

بود لیکن شکل عمومی آنها به اندازه

 

ای با بنای پانتئونتفاوت داردکه بهیچ

 

وجه نمی توان تصور کرد که معبد فوق

 

به تقلید آنها ساخته شده باشد.

 

مقصورةپانتئون از خارج به طبلی استوانه

 

شکل و ساده می نمایدکه کنبدی با

 

انحنای خفیف روی آن را پوشانده

 

باشد.در مدخل آن رواق ورودی

 

عمیقی ،از آن نوع که در شیوةعمومی

 

معبد سازی رومیان معمول بود تعبیه

 

شده است .در این معبد معمار رومی تا

 

آنجا که مربوط به احداث مقصوره ای

 

وسیع بوده است ظاهراًچندان توجهی

 

بچگونگی نمای خارجی بنا ننموده است

 

،بلکه همةتجه خود را به ایجاد فضای

 

گنبدداربطور مجزا و با عظمت خاصی

 

که هنوز هر تازه واردی را دچار حیرت

 

ناگهانی می سازدمعطوف داشته

 

است.القای تاثیر رعب انگیز و در عین

 

حال موزون این درونخانةفخیم با هیچ

 

تصویری امکان پذیر نیست و حتی

 

نقاشی استادانه ای که باین منظور

 

انتخاب شده است فقط جزئی از آن

 

جلال و عظمت را در نظر بیننده آشکار

 

می سازد. لیکن در هر حال نتیجةحاصل

 

بکلی غبر از آنست که از ظاهر عمومی

 

بر می آیددرون گنبد کم عمق نیست

 

بلکه نیم کره ای کامل است و دهانه

 

گردی که در مرکز آن باز شده نوری

 

کافی و کاملاًیکدست بداخل مقصوره

 

می افشاند.این نور گیر 43 متر از کف

 

ارتفاع دارد و قطر کمربند یا بدنةاستوانه

 

ای شکل زیر گنبد نیز درست به همین

 

اندازه است چنان که در میان آن دو بعد

 

ساختمانی تعادلی کامل بوجود آمده

 

است . ولی در خارج بنا ایجاد چنین

 

اعتدالی امکان ناپذیر بوده است زیرا می

 

بایست قاعدةگنبد را بمراتب ضخیمتر از

 

راس آن بسازند تا در مقابل فشار رو

 

بخارج گنبد پایداری کند.(ضخامت

 

جدار گنبداز 6 متر در قاعدة آن به

 

80/1متر در راس آن تقلیل می

 

یابد)بدعت دیگر وجود طاقچه بندیها یا

 

تو رفتگیهای دیوار مقصوره است که

 

نشان می دهد سنگینی گنبد بطور

 

مساوی بر بدنةکمربند تقسیم نشده بلکه

 

بیشتر روی هشت جرز دور مقصوره

 

فرود آمده است.البته پشت این تو

 

رفتگیها مسدود است.لیکن چون آنها

 

در پس ستونهایی قرار گرفته اند چنین

 

بنظر می رسد که هرکدامشان درگاه یا

 

معبری است بسوی اتاقی دیگر و همین

 

است که در داخل فضای پانتئون

 

احساس دربستگی یا زندانی بودن به

 

شخص دست نمی دهد.قاب بندی های

 

گود افتادةسقف نیز بهمان صورتی که

 

در زمان رومیان داشت محفوظ مانده

 

لیکن مطلا کاری روی آنها از میان

 

رفته است .

 

بنای پانتئون چنان که از نامش برما آید

 

به "همه خدایان "و یا خصوصاًبه هفت

 

خدای سیارگان(در بدنةگرد مقصوره

 

هفت طاقچه بندی تعبیه شده

 

است)اهداءشده است . از این جهت

 

رواست اگر بگوییم که گنبد مطلا

 

کاری شدةآن نیز معنایی رمزی داشته

 

است یعنی مظهر قبة آسمان بوده است

 

ناگفته نماند که آن بنای بزرگ از

 

مقدماتی نسبتاً ناچیزبوجود آمده