باغ به خاطر مصنوع بودنش، اثری هنری است و به خاطر ارزش فرهنگی، معمارانه و محیطی اش میراث تمامی جماعتی است که از آن بهره مند می شوند.
از زیگورات چغازنبیل تا بنای هرمی مجلس شورای اسلامی، همگی حاصل هنر معمارانی است که طی هزاران سال در ایران زمین رشد کرده و به تکامل رسیده اند. آنان با آثاری که از خود بر جای گذاشتند نام ایران را جهانی کردند، هر چند اطلاعات دقیقی درباره این بزرگان در دست نیست. اما از میان تمام این معماران، شیخ بهایی جایگاه ویژه ای دارد و به همین دلیل سالروز تولد وی را روز معمار نامیدند. به همین بهانه بر استفاده از باغ ایرانی که از شاخصه های معماری این سرزمین در فضای شهری است می پردازیم.
از جمله باغ قلعه ها و باغ مقبره های زیادی که وجود داشته و جزو ایران پهناور بوده، می توان به باغ های سامره در شهر سامره و باغ های هند گورکانی اشاره کرد که اهمیت زیادی در شهرسازی گذشته داشتند. چنانچه کلاویخو در دیدار با تیمورخان نقش باغ را در سمرقند به حدی می رساند که بازسازی تصویری آن مشکل نیست. همین طور گزارش های مربوط به تاجران ونیزی که به شرق سفر کرده بودند نیز تصویر زنده ای از نزدیکی شهر و طبیعت می


رساند.
در شهرهای سلجوقی علاوه بر نتیجه مطالعات کتاب های باقی مانده، آثاری از باغ های موجود است که نقش آنها در طرح شهر هنوز باقی است. در دوره صفوی هنر باغ سازی ایران در شهرسازی به ویژه در اصفهان به اوج رسید. طرح اندازی براساس چهار باغ، ایجاد باغ های حول محور اصل شهر، ایجاد کوچه باغ ها، ایجاد نهرهای شهری و حرکت دادن آب در شهر و ایجاد خیابان ها و مسیرهای پرسایه از شاخصه های شهر اصفهان است.
میراث ایرانی در مورد نقش باغ در ساختار شهری، امروزه می تواند راهنمای ارزنده ای در برنامه ریزی های شهری متکی بر مفاهیم طراحی شهری باشد، اما متاسفانه فرهنگ توجه به طبیعت در زندگی امروزی کمرنگ است. دره های زیبای البرز که به سمت شهر تهران گسترده بودند امروز زیر رشد کور شهر جان می دهند. باغ های تاریخی اصفهان بدون توجه به کیفیت باغ ایران به پارک در مفهوم فرهنگی تبدیل شده اند.
در میان باغ دلگشای شیراز که بوی گل نارنج در بهار دل افزا بود، به طرز نابخردانه ای سرویس های بهداشتی در آن قرار گرفته است و دیگر از کوچه باغ های پیونددهنده حافظیه به سعدیه خبری نیست و از چهارباغ شیراز و باغ های اطراف آن که از دروازه قرآن به سمت گنبد حضرت شاه چراغ ادامه داشته اند دیگر صحبتی به میان نمی آید در حالی که تنها باغ باقی مانده این محور یعنی باغ جهان نما هر روز بیشتر رو به ویرانی است.
در گذشته ارتباط پیوسته ای میان عناصر عمده شهری مانند میدان و یا بناهای عمومی - تاریخی هم از نظر عملکردی و هم از منظر شهری وجود داشته که تعریف روشنی از ساختار شهر به وجود می آورده است. امروزه اگر از باغ تاریخی همان باغ چهلستون باقی مانده باشد ارتباط ساختاری اش را در رابطه با شهر از دست داده است. همچنین ارتباط میدان نقش جهان و باغ چهلستون بلافاصله صورت می گیرد در صورتی که این ارتباط در گذشته از طریق فضاهای کوچک سرپوشیده میانی مانند ورودی ها به وجود می آمد.
در ایران هنوز به اهمیت ساختاری باغ های شهری و مرمت آنها پرداخته نشده است. این در حالی است که مرمت باغ در بسیاری از کشورهای جهان به مراحل عملی رسیده و پشتوانه علمی بسیاری از گردهمایی های بین المللی است. در دسامبر سال
۱۹۸۱
به دنبال تلاش ایکوموس (شورای بین المللی یادمان ها و جایگاه های تاریخی) در فلورانس منشوری به شرح زیر صادر شد.
باغ های تاریخی (باغ های منازل، قصرها، ویلاها و پارک ها، باغ های گیاه شناسی، محدوده های باستان شناسی، فضاهای سبز مراکز شهری- تاریخی و...) مجموعه های چند عصری طراحی شده به دست انسان هستند که نقش تعیین کننده ای با عناصر زنده ایجاد گردیده و قلمروی زیست انسان را دگرگون می سازند و وضعیتی طبیعی را تحمیل می کنند. باغ به خاطر مصنوع بودنش، اثری هنری است و به خاطر ارزش فرهنگی، معمارانه و محیطی اش میراث تمامی جماعتی است که از آن بهره مند می شوند. باغ هم مانند منابع تاریخی دیگر، دارای فرآیندی از توسعه و تاریخ مخصوص به خود (تولد، رشد، دگرگونی و افول) است، که جامعه و فرهنگی که آن را ایجاد کرده و به هر حال در ارتباط با آن قرار دارد را منعکس می کند.
باغ تاریخی تا آنجا که به روش و شکل های مداخله مربوط می شود منشور مرمت مربوط به سال
۱۹۶۴ و اختیارات مربوط به ۱۹۷۲
را به خود اختصاص می دهد. بر پایه اصول مشخص شده در آنها و گفت وگوهای بعدی که به دنبال آنها مطرح شدند، مداخله و مرمت می باید به جمیع جهات فرآیند تاریخی باغ احترام بگذارد. زیرا چنین فرآیندی تکامل تدریجی ساختار و شکل یابی که به مرور زمان به دست آمده است را واقعیت می بخشد. بدین خاطر هر عملی که سعی در ارجح دانستن مرحله واحد به دست آمده در دوره معینی از تاریخ را داشته باشد و آن را به صورت اکنون نو شده به مراحل بعدی درآورد متحمل لایه برداری از اثر شده و به کسرسازی و دقیقا ضدتاریخ می گراید.
بنابراین مداخله مرمت می باید خود را به مداخله ای از حفاظت، یکسان سازد. باغ های تاریخی خارج از مجموعه های شهری چه به صورت بافت کشاورزی و جنگلی باشند، چه در مفهوم محیطی عمل کنند و چه مکانی برای فعالیت های تولیدی باشند از شرایط مربوط به خود جداشدنی نیستند. حفاظت باغ تاریخی از اقدامات برنامه ریزی و طرح اندازی منابع (آثار تاریخی) که در جهت متعادل ساختن کل سرزمین صورت می گیرند جداناشدنی است. حفاظت باغ تاریخی در این مفهوم می باید از اتحاد مربوط به معماری بنا و باغ گرفته تا زیرساخت های خارجی (شبکه راهی، میدان های ورودی، دسترسی، نهرها، شبکه های آبیاری، آب نماها و الخ) را در بر گیرد.
شناخت، جست وجوی مستقیم و ارتباط با اسناد، مدارک و ضوابط و... (در جایی که برای استفاده مناسب ضروری باشند) هنوز از نیازمندی های مقدماتی هر نوع کار مداخله ای به نظر می رسند. باغ تاریخی به طور جبری در تمام اجزای متشکله آن (معمارانه، گیاهی، آبی، زمین شناختی، توپوگرافیک، محیطی و ...) تحت مطالعه قرار می گیرد.
در همین ارتباط سازمان میراث فرهنگی نیز در سال
۱۳۷۴
کتابخانه تخصصی در گستره باغ دلگشای شیراز را آغاز کرد و به این نتیجه رسید که نظام ساختاری باغ می تواند با حفظ مناسبت خود در باغ به نیاز قیمت های مختلف کتابخانه پاسخ دهد. بدین ترتیب سردر خانه با ورودی، کوشک با موزه کتاب، بالاخانه با تالار قرائت و همچنین «مظهرخانه» با چایخانه کتابخانه هماهنگ شدند. مرمت باغ نیز به بازسازی نظام آبیاری و گیاهی به گونه ای پرداخت که علاوه بر جریان منطقی آب برای آبیاری کرت ها و درخت های ردیفی سایه افکن و تاکیدگذاری بر محورهای اصلی و فرعی باغ تاریخی و همچنین بازسازی مظهرخانه باغ دلگشا موجباتی به وجود آورد که «روان باغ» با «روح غور» در فضای کتابخانه تلفیق شد.
ساختمان های نامناسب به ویژه سرویس های بهداشتی، برداشته شدند و در وضع مناسبی در بین دو دیوار خارجی باغ قرار گرفتند و با رابطه غیرمستقیمی از طریق حیاطی کوچک با باغ در ارتباط قرار گرفتند. متاسفانه فرصت مطالعات مربوط به مرمت باغ دلگشا در شیراز بعد از گذشت زمانی طولانی هنوز جامه عمل نپوشیده و موضوع مربوط به «مرمت باغ های ایرانی» عملی نشد و باعث شد دیگر باغ های تاریخی شیراز و رابطه آنها در ساختار شهر شناسایی شوند.
محور چهارباغ شیراز از دروازه قرآن تا گنبد حضرت شاه چراغ بازسازی تصویری شد و محور حکومتی زمان صفوی که در ضلع جنوبی رودخانه بود و با این محور تقاطع داشت، تعریف شد. در انتهای غربی این محور باغ شاه شیراز و در جلوی آن میدان چوگان قرار داشتند که همگی در بازسازی باغ دلگشای شیراز در انتظار مرمت است.
مرمت و بازسازی باغ های ایرانی و توجه به اهمیت آنها در شکل دادن به شهرها یکی از عمده ترین وظایف ایرانیان است. به ویژه هنگامی که می توانیم با شناسایی و معرفی فرهنگ باغ و با اتکا به تمدن گذشته ایران و مفاهیم عقیدتی و رفتاری در هسته های این تمدن، گامی موثر در معرفی ایران به جامعه بین المللی برداریم.

منبع: بخش مقالات سایت آفتاب
www.aftab.ir