سالگرد (۲۵ تیر ماه)

                         

                     یک سال از جلسه دفاع پروژه پایان نامه و یا بعبارتی آخرین تلاش تحصیلیم در ایران گذشت . امروز برای من

 یاد آور مجموعه خاطرات تلخ و شیرین دانشکده معماری ست که یک دوره خاص ازحرکت زندگی بود

که با تمام سرعتش طی شد مجموعه ای از احساسات تفکرات روحیات و 7 سال پراز  کرکسیون- استاد

هم گروهی- تحویل کار-  نصفه شب -امتحان -سفر- کتابخونه- طراحی-ماکت و..

واز یادآوری تک تک اون لحظات احساس شیرینی بهم دست می ده با وجود همه کاستیهاش . از داشتن

 استرس های اون موقع خندت می گیره، از استادایی که حالتو گرفتن، از هم کلاسی هایی که بزور  بهم

 سلام می کردند، ازفشارای تحویل پروژه ها، از نگهبانای دانشکده که ازپایین تا بالاتو ور انداز می کردند و

تذکر می دادند از هم گروهیات که تنبلی می کردند.

ولی اینجا عصابانیت کسی رو در ظاهر  نمی بینی، سلام کردن، زیادم مد نیست، پایان ترمی در کار

نیست و هیچ جا نگهبانی  وجود نداره!

 پس واسه همه اینا دلت تنگ می شه .