ماموریت شما در زندگیتان چیست؟

سال ها پیش در یکی از کتاب های مدیریتی به جمله مهمی برخوردم

 " آنجا که آرمانی وجود نداشته باشد مردم از بین خواهند رفت ".

 مدت زیادی گذشت تا معنی این جمله را در زندگی تجربه کردم و تا آن موقع معنی واقعی آن را به درستی درک نکرده بودم.

برای اینکه معنی این جمله را بهتر بفهمیم و یا به عبارت دیگر ضرورت کشف ماموریت و تعیین آرمان خود در زندگی مان را بهتر درک کنیم  مثالی را در نظر می گیریم:

فرض کنید که در شبی در فصل زمستان که برف و یخبندان همه جاده ها را گرفته شما در جاده ای در خارج شهر با سرعت 100 کیلومتر در ساعت در حال حرکت هستید که ناگهان مه غلیظی همه جا را فرا میگیرد (در صورتی که در جاده خلخال-اسالم در هوای مه آلود در شب زمستان رانندگی کرده باشید این صحنه را بهتر و واضحتر می توانید درک کنید مخصوصا وقتی که از داخل جنگل عبور می کنید . ) در لحظه ای که شما تا فاصله بیش از ده متری خود را نمی بینید چه احساسی به شما دست میدهد ؟عکس العمل شما چیست ؟ احتمالا کمی احساس ترس می کنید و به احتمال بسیار زیاد فورا ترمز را فشار میدهید و به این طریق سرعت اتومبیل خود را تا حد زیادی کاهش میدهید تا مطمئن شوید که به کسی یا مانعی برخورد نخواهد کرد .

در این لحظه اگر شدت غلظت مه زیادتر شده و به مرحله ای برسد که شما حتی تا چند قدمی خودتان را به سختی ببینید چه عکس العملی از خودتان نشان می دهید ؟ ممکن است شیشه اتومبیل تان را پایین بکشید تا بتوانید خط کشی وسط و یا کناره های جاده را ببینید که اگر هوا برفی نیز باشد و برف در حال باریدن باشد تشخیص خطوط جاده ممکن نیست و این تجربه ناراحت کننده ای است و مهمتر از همه اینکه شما نمی توانید اتومبیل خودتان را در کنار جاده متوقف کنید چون اولا احتمال پرت شدن از جاده وجود دارد ثانیا احتمال دارد از عقب کسی به اتومبیل شما بزند و ثالثا می ترسید که در ادامه حرکت به سمت جلو با اتومبیل جلویی و یا با اتومبیلی که از سمت دیگر جاده می آید تصادف کنید که اینجانب شخصا در موقعیتی شبیه همین وضعیت گرفتار شده ام که حتی باد شدیدی با بارش برف  همراه بود و شیشه اتومبیل را نمی توانستم پایین بیاورم تا بلکه مسیر جاده را تشخیص دهم.

حال در مورد لحظه ای فکر کنید که شما به تدریج از درون این مه خارج می شوید آن موقع چه احساسی دارید ؟. . .

در ابتدا به جای آنکه تا سه قدمی خود را ببینید می توانید تا چهار ، شش و یا هشت قدمی را به وضوح ببینید .و سپس پیچ بعدی جاده به تدریج نمایان میشود و ناگهان مه ناپدید می شود و شما تا جایی که نور چراغهای اتومبیل تان اجازه می دهد را خواهید دید.

احساس شما در آن لحظه با لحظه ای که ناگهان مه غلیظی همه جا را فرا گرفت چه تفاوتی دارد؟

احتمالا در این لحظه شما علاوه بر احساس آرامش فکری و جسمی پای تان را از روی ترمز برداشته و آرام آرام بر روی پدال گاز می فشارید . به تدریج به سرعت خود اضافه می کنید . دیگر عرق نمی کنید . در این لحظه دستهایتان را خشک می کنید ، آرنج خود را روی دستگیره کناری قرار می دهید و دستگاه پخش اتومبیل را دوباره روشن می کنید .

زمانی که به سلامتی از مه گذشتید به تنها عاملی که مه باعث تغییر شرایط آن شده بود فکر کنید عاملی که فقط برای چند ثانیه تغییر کرد . و آن تغییر در چشم انداز شما بود آری مه غلیظ چشم انداز شما را محدود کرده بود و باعث شده بود که شما جاده فرا روی خودتان را نبینید .

بدون چشم انداز همانطور که در اول بحث مطرح شد شما در خطر نابودی قرار داشتید.

آیا مه غلیظی زندگی شما را فرا گرفته است ؟

تمام احساسات منفی که در مثال بالا در مورد رانندگی در مه تشریح شد ممکن است زمانی که زندگی شما را مه غلیظی فرا گرفته  برای شما تکرار شود. و این حالتی است که شما هیچ چشم اندازی برای زندگی تان ، برای شغل تان ، برای خانواده تان ، برای شخص خودتان و برای آنچه می خواهید بدست آورید نداشته با شید .

زمانی که چشم اندازی از آنچه در پیش رویتان است نداشته باشید تجربه ای نظیر انچه در رانندگی در مه با آن مواجه بودید خواهید داشت . زمانی که زندگی تان را مه گرفته باشد شرایط در بسیاری از جهات خطرناک تر از رانندگی در مه است . زمانی که در مه رانندگی می کنید با اطمینان بسیار بالا می توانید بگویید که این حالت گذراست . اما وقتی که مه زندگی تان را فرا گرفته باشد امکان دارد برای همیشه تداوم یابد .

فقدان چشم اندازی آرمانی باعث ناتوانی جسمی و روانی خواهد شد . برای شما برخاستن از خواب کاری دشوار می شود . و همه کارها را به اجبار انجام می دهید . برای هیچ کاری هیجان ندارید . انتظار هیچ خبری در طی روز ندارید . و صبح با عشق به کاری از بستر خواب بر نمی خیزید . در بهترین حالت شما فقط دنبال گذران زندگی هستید و در زندگی تان هیچ لذتی وجود ندارد و نیز هدفی برای محقق شدن وجود ندارد .

ام در لحظه ای که چشم انداز آرمانی زندگی خود را بنا می کنید ( و آن دقیقا کشف آن چیز هایی است که در زندگی برای تان مهم ترین است و آنها همان ارزشهای زندگی شما هستند که شما باید آنها را کشف کرده و اعمال و رفتار خودتان را با آنها هماهنگ سازید ) توان و انرژی به زندگی شما باز خواهد گشت . ما بی صبرانه منتظر رسیدن صبح هستید . دقیقا می دانید که به کجا می روید و چرا کاری را انجام می دهید همان هیجانی را به شما دست خواهد داد که در لحظه خروج از مه با آن مواجه شدید

پای خودتان را بر روی پدال گاز فشار خواهید داد تا زودتر به مقصد برسید . و  زندگی زمانی که با آرمان توام شد حالتی از اضطرار به آن اضافه خواهد شد انتظاری بی صبرانه برای زندگی که بسیار برای موفقیت مفید ، لازم  و ضروری است .افراد بزرگ این حالات و لحظات را تجربه کرده اند . وینستون چرچیل نخست وزیر انگلستان در لحظات بامداد برای رسیدن صبح لحظه شماری می کرد .

ارزشهای زندگی خود را کشف کنیم .

ارزشها ، رهبری تصمیم های ما و در نتیجه سرنوشت ما را به عهده دارند. کسانی که ارزشهای خود را کشف می کنند و بر طبق مورد قبول خویشتن زندگی می کنند به رهبری جوامع می رسند .

اگر در زندگی بخواهیم به بالاترین رضایت درونی برسیم بایستی مشخص کنیم که چه چیزی یا چه چیزهایی در نظرمان مهم ترین و ارزشمند ترین هستند .

از انجام چه کاری بیشترین لذت ماندگار برای ما حاصل میشود ؟ چه کاری را اعتقاد داریم که باید انجام دهیم و برای ما مهم است ولی انجام نمی دهیم ؟

اگر به بیدار شدن صبح زود از خواب اعتقاد دارید و این کار برای تان مهم است در صورتیکه این کار را انجام نمی دهید یعنی صبح زود از خواب بر نمی خیزید ببدانید که به ارزشهای زندگی تان پایبند نیستید . رفتار و اعمال تان با ارزش هایتان هماهنگ نیست . و ارزشهای والای زندگی تان را هنوز نشناخته اید .

پس چه باید کرد ؟

ما بایستی ارزشهای زندگی مان را بشناسیم و خود را مقید کنیم تا رفتار روزانه خود را با آنها هماهنگ سازیم .اگر من و شما ندانیم که در زندگی ما چه چیزی از همه مهمتر است و به دنبال چه می گردیم ، قطعا نمی توانیم اعتماد به نفس لازم را در خود بوجود  آوریم چه رسد به اینکه تصمیم هایی کارساز بگیریم .هرگاه در زندگی وضعیتی برایتان پیش آمد که در آن تصمیم گیری درباره موضوعی را مشکل یافتید ، علتش آن است که به روشنی نمی دانید در آن وضعیت چه چیزی برایتان از همه چیز مهمتر است . یعنی ارزش های زندگی خود را هنوز کشف نکرده اید پس همه تصمیم گیری ها در زندگی ، به روشن بودن ارزشها بستگی دارد .

پس در زندگی شخصی و شغلی خود باید روشن کنیم که چه چیزی در زندگی ما از همه مهمتر است و تصمیم بگیریم که علی رغم هر اتفاقی ، با این ارزشها زندگی کنیم .

ادامه دارد . . .