معماری دوره اذری

وجه تسمیه:
پیرنیا به وجه تسمیهاین سبک تصریح نمیکند، ولی با توجه به این توضیحات میتوان به علت این نامگذاری پیبرد. این سبک با آمیزش و ترکیب و تلفیق معماری جنوب و سنتها و روشهایی که ازروزگاران کهن، بومی آذربایجان شده بود پدید آمد و به حق نام آذری گرفت. اما وی روشننمیسازد که این سبک کی و از سوی چه کسی و در کجا نام آذری گرفته و در کدام متن کهنیا نو به کار رفته است. البته توجه و اشاره به معماری بومی آذربایجان در نوشتههایدیگر پژوهشگران بیسابقه نیست. پیش از پیرنیا، آندره گدار در گفتوگو از مقابرمراغه، که در نیمۀ دوم قرن 6ق/12م (پیش از یورش مغول) ساخته شدهاند تعبیر نوعساختمان های آذربایجان و معماری آذربایجان را به کار برده است. همچنین وی در گفتوگو از آرامگاه الجایتو (سلطانمحمد خدابنده)، مهمترین اثر معماری عصر ایلخانان،به ابنیه پیشین آذربایجان و معماری قدیمی آذربایجانی، عنایت داشته است.
 

خاستگاه:
برخی از محققان چونعباس اقبال ماعتقاد دارند، روابط میان جهان اسلام و چین (مرکز حکومت خان مغول) کهاز روزگار هولاکو آغاز گردید، تاثیرات متقابلی در معماری جهان اسلام داشته است. یکیشکل گنبدها که در مقابر و مساجد کاملاً از معابد چینی و بودایی تقلید شده و دیگریرنگ آبی شفاف در کاشیکاری و پوشاندن خارج گنبدها از کاشیهای کبود براق. بخصوص بعضیاز بناهایی که از عهد ایلخانان باقی مانده از دور هیات چادرها یعنی یورت های مخصوصاسلات را دارد. تاثیر شکل یورت ها در مقبره مشهور به دختر هولاکو واقع در مراغه ازهمهجا نمایانتر است. ارنست کونل نیز از سرازیر شدن سیلوار طرح هایی از شرق آسیابه ایران و کشورهای مجاور و تاثیر عنصر مغولی بر هنر ایران در روزگار ایلخانان سخنگفته است. ولی افزوده، ابداعات و تکامل گذشته آن، آن قدر نیرومند بود که در مقابلاین خطر بتواند استقامت کند. در واقع نوع برج در ابنیه دوره سلجوقی به همان شکلباقی ماند. بطور مثال قبر دختران هلاکو در مراغه، درست همان سبکی را دارد که درمقابر نخجوان رعایت گردید. در برابر این نظرات، کارل دوری عقیده دارد که در معماریاین دوره (ایلخانان) بهطور کامل آنچه سلجوقیان بهطور سنتی توسعه داده بودند،پذیرفته شد و طرح های مسجد و مدرسه سلجوقی بدون تغییر چشمگیری اجرا میگردید. آرامگاه مادر دختر هولاکو در مراغه شبیه به معماری آل سلجوق است. سخنان گدار باصراحتی بیشتر نظر پژوهشگرانی چون اقبال را مردود میسازد. وی شیوه ساختمان گنبدفوقانی گنبدهای دوپوشه را که از آغاز دوره مغول معمول گردید دنباله شیوه ساختمانیدوره ساسانیان معرفی میکند و مینویسد: این شیوه در دوره سلجوقیان نیز گاه به کاررفته و همچنان تا دوره مغول تداوم یافته است. وی حتی آشکارا مقبره سلطانسنجر وبنای گنبددار سنگ بست و گنبد هارونیه را، که هر سه در خراسان و از دوره سلجوقیاند،به عنوان الگوهای گنبد سلطانیه و شنب غازان، دو اثر مهم معماری عصر ایلخانان، معرفیمیکند. دونالد ویلبر، که درباره معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان کتابی مستقلو جامع تالیف کرده است، آثار ساختمانی این دوره را مرحلهای از تاریخ پیوسته معماریاسلامی ایران میداند که فُرمهای دورههای قبل و خصوصیات طرح و جزییات آنها رامنعکس میسازد. به عقیده وی فرم های معماری بناهای تاریخی دوره سلجوقی، میراثی ازروزگار ساسانیان است و ویژگی های معماری روزگار سلجوقیان و ویرانی های هراسانگیزمغولان را پشتسر نهاد و همچنان به جای ماند و از این راه خصوصیات اساسی گنبد وایوان برای همه دورههای بعد تثبیت شد. همچنین به نظر او، معماران دوره ایلخانی همهنقشهها و مصالح و روش ساختمانی دوره سلجوقی را اقتباس کردند. به ویژه این سخنویلبر نظر محققانی چون اقبال را درباره تاثیر شکل گنبدهای چینی بر گنبدهای دورهمغول (ایلخانی- آذری) یکسره باطل میسازد: گنبدهایی که در این دوره ساخته شده ازلحاظ نسبت به سنت مستقیما به دوره ساسانیان، با واسطۀ دوره سلجوقی  میرسد. پیرنیابرای رد نظر اقبال و هم نظران او با ارایه شواهدی از آثار بازمانده معماری به بررسیمساله پرداخته است. وی اولاً بناهای رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزد رامانند حلقههای مفقوده سلسله بناهای مراغه تا گنبد سلطانیه میداند و مینویسد: اگراین بناها به جای میماند، سیر تحول و تکامل سبک رازی (معماری سلجوقی) به آذریآسانتر قابل مطالعه بود. همچنین گنبد مدرسه ضیائیه یزد را که به تصریح جامع جعفریدر سال 623ق/1226م ساخته شده و نیز گنبد جبلیه کرمان و هارونیه طوس را برهانی قاطعبر بیپایگی این نظر میداند. هرچند اصل سخن پیرنیا درست مینماید و پیش از او دیگرپژوهشگران نیز آن را آشکارا طرح و تایید کردهاند ولی پایه استدلال وی سست است،زیرا اولاً به خاک تودههای به جای مانده از رَبع رشیدی، شنب غازان و دارالشفای یزدنمیتوان استناد کرد، ثانیاً درست است که بنای مدرسه ضیائیه بنابر تصریح تاریخ یزددر سال 631ق/1234م آغاز شده ولی ساختمان آن در سال 705ق/1305م  یا 750ق/1349م  بهپایان رسیده است. به بیان روشنتر با توجه به تاریخ اتمام بنای مدرسه ضیائیه و گنبدآن که از آخرین اجزای ساخته شده یک بناست این اثر معماری متعلق به دوره ایلخانی (مغول) است نه پیش از آن.
 

ویژگی ها:
کونل در گفتوگو ازمعماری سبک ایرانی مغول، مقابر را جدا از مساجد و مدارس و دیگر بناها بررسی کردهاست. به نظر وی سبک مقابر برجی این دوره همان سبک دوره سلجوقی است ولی مقابر گنبددار با گسترش و عظمت بیشتری که مییابند دستخوش تحول میشوند و به ویژه تاکید برجنبه عمودی بنا و گنبد هلالی نوکدار که بر پایه 8 ضلعی ساخته شده چشمگیر است. ویسبک مساجد این دوره را نیز دنباله سبکی میداند که در دوره سلجوقیان ابداع شد. بااین تفاوت که طرح آنها در دوره ایلخانی با ایجاد 4 ایوان، یک نمازخانه و شبستانعظیم متصل به آنها تکمیل گردید و گسترش بیشتری یافت.
دوری، نخستین نشانه ویژهمعماری مغولی را در آرامگاه ها نشان میدهد: گنبد عظیم دولایه و محوطهای کوچک برای

/ 0 نظر / 15 بازدید